عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
251
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
إن كنت اخطأت برجاسا عمدت له * فأنت فى رمى قلبى من بنى ثعل يعنى : آيا تو پيام من - عاشق دلسوخته - را به [ محبوبم ] آن سوار قهرمان كه در زدن تير خطا نمىكند مىرسانى ؟ [ به او بگو ] اگر تو در زدن به نشانه خطا مىكنى اما در نشانه گيرى دل من چون بنى ثعل همواره به هدف مىزنى . رماة التّرك - صوفيّة الدّينور . رماح الجنّ . عرب بيمارى طاعون را نيزهء جنّ ناميده و در حديث آمده : « انّه وخز اعدائكم من الجنّ » طاعون سوزن و نيزه جنّهاى بدخواه شماست . و هنگامى كه طاعون « عمواس » شايع شد عمرو بن عاص برخاست و براى مردم خطبه گفت : اى مردم ، اينك چنين طاعونى شيوع يافته و البته سوزن و نيزههاى شياطين است ، پس ناگزير بايد به غار و شكافهاى كوهها بگريزيد . چون اين سخن را معاذ بن جبل بشنيد آن را نپسنديد و نپذيرفت ، و پس از اندك روزگارى بمرد . جاحظ گويد : بارها طاعون شيوع يافته ، مبدأ تاريخ قرار گرفته . مانند طاعون عمواس و طاعون عذارى و طاعون اشراف و جز آن . هنگامى كه بنى عباس بر سر كار آمدند ، خداوند به بركت آنها طاعون و مرگامرگى چارپايان را - كه حيوانات و آدميان بسيارى را تلف مىكرد - از مردم برداشت . در اين باره عمّانى به [ هارون ] الرشيد گفته : قد اذهب اللّه رماح الجنّ * و أذهب التعليق و التّجنّى يعنى : خداوند طاعون و آنچه آل مروان مىكردند و كارگزاران مالياتى آنها با تعليق و تهمت جنايت مردم را آزار مىرساندند ، همه را از ميان برد . و روزى منصور به ابو بكر بن عيّاش گفت : از بركت ما بود كه طاعون را از شما برداشتند ، زيرا خداوند نخواست بر شما هم بلاى طاعون باشد و هم [ آزار ] ما . صولى گويد : امّا در سال 324 طاعون بزرگى بغداد و اطراف آن را فرا گرفت .